السيد محمد حسين الطهراني

194

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و بينونت و طلاقى ، در ميان آن دو پديدار شود ؛ نبايد فورا مرد دست به طلاق زند ؛ بلكه بايد از طرفين ، حكمين انتخاب كنند ؛ و آنها بنشينند ، و دربارهء آن دو به مذاكره پردازند . و چه بسا در صورت همين مذاكره و گفتگو اختلاف از ميان برود ، و خداوند عزّ و جلّ در ميان آنها بواسطهء اصلاح‌طلبى حكمين آشتى برقرار كند ؛ و زندگى شيرين آنها بواسطهء مختصر اختلافى كه در أثر بعضى از ناملايمات و أفكار واهى و بىاساس به هم خورده ؛ به صلاحديد و نظريه حكمين كه طبعا دو نفر عاقل و دورانديش و ريش‌سفيد و قابل اعتماد هستند ؛ دوباره به صلح و صفا و طراوت و نشاط مبدّل گردد . همچنان‌كه قرآن مجيد ، طلاق را توأم با دعوى و كتك و ردّ و بدل شدن سخنان ناهنجار ، و كلمات زشت ، و وقيح ، و قبيح كه در بين مردم چه بسا صورت مىگيرد ؛ نمىداند . و جدّا از هر گونه نظير اين كردارها و گفتارها منع مىنمايد . فقطّ طلاق در منطق قرآن يگانه راه خلاصى است كه در صورتى كه التيام و توافق بين آنها صورت نگيرد ؛ و بنا بشود پيوسته با زندگى توأم با رنج و غصّه و أفكار درهم و برهم ، و نگرانى خاطر به سر برند ؛ در اين صورت طلاق ، آن هم به بهترين وجهى و نيكوترين طريقى ، يگانه راه علاج و دواى درد ، و درمان است . و بنابراين بايد خوب زن را رها كنند ؛ و در موقع جدائى با إحسان و بذل او را آزاد نمايند ؛ همچنان‌كه اگر بخواهند او را نگه دارند ؛ و با او زيست نمايند ؛ بايد به طريق پسنديده او را نگه دارند ؛ و وى را كاملا متمتّع نمايند . وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ . « 1 » و زنانى را كه طلاق داده‌اند ؛ بايد سه طهر ( سه پاكى ، يعنى سه زمان

--> ( 1 ) نيمهء آخر آيهء 228 و نيمهء أوّل آيهء 229 ، از سورهء 2 : بقره .